
بیوگرافی علی صادقی:
نام و نام خانوادگی: علی صادقی
تاریخ تولد: 14 آذر 1359
محل تولد: بیمارستان طرفه تهران
مدرک تحصیلی: فوق دیپلم کامپیوتر
ساکن: خیابان شریعتی تهران
................
علی صادقی متولد 14 آذر 59 است و در بیمارستان طرفه تهران متولد شده است.
پدرش تراشکار و مادرش خانه دار است یک خواهر کوچکتر و یک برادر بزرگتر از
خودش دارد.
بیوگرافی هنری وی شامل اثار زیر می باشد:
آفتاب عالم تاب، فرزندان ایران، تابستانه پاییزه زمستانه، دردسر والدین،
پشت کنکوری ها، کوچه اقاقیا، هوو، خانه به دوش، ترش و شیرین، تیغ زن، ...
با مجموعه آفتاب عالم تاب ساخته امیر سماواتی و مازیار حبیبی نیا وارد عرصه ی سینما شد.
اصلاً اهل فوتبال نیست و بین سازها به گیتار برقی بیشتر علاقه دارد.
خود او کار کوچه ی اقاقیااش را بیشتر از بقیه دوست دارد.
بزرگترین آرزوی وی این است که آخر و عاقبتش به خیر باشد.
ایده ی وی در زندگی این است که یک مزرعه داشته باشد در استرالیا با گاو :)))
خوبی اخلاق وی این است که دروغ در کارش نیست. بدی اخلاقش هم اینه که خیلی رک است.
در زندگی بیشتر ازموسیقی گوش دادن لذت می برد.
کارتون مورد علاقه علی صادقی در دوران کودکی یه کارتون عروسکی به نام ارگ و
جیرجیر. بن و سباستین، گامبا (یه موش بود که خونه شود گم کرده بود) یونیکو
اسب شاخداراست.
................
فیلمشناسی:
* پیک نیک در جنگ (سیدرحیم حسینی، 1383)
* هشت پا (علیرضا داودنژاد، 1383)
* هوو (علیرضا داودنژاد، 1384)
* اگه میتونی منو بگیر (شاهد احمدلو، 1385)
* تیغ زن (علیرضا داودنژاد، 1385)
* حركت اول
*چپ دست (۱۳۸۴)
*پیک نیک در میدان جنگ (۱۳۸۳)
*آقا (۱۳۸۲)
*روایت سه گانه (اپیزود دوم، شوخیهای خدا) (۱۳۸۲)
مجموعه های تلویزیونی:
* آفتاب عالم تاب
* کوچه اقاقیا (رضا عطاران)
* پشت کنکوری ها (پریسا بخت آور)
* خانه به دوش (رضا عطاران)
* متهم گریخت (رضا عطاران)
*3 در 4 ( مجيد صالحي )

بیوگرافی محمدرضا گلزار:
نام اصلی: محمدرضا
نام خانوادگی اصلی: گلزار
سمت (در بخش های): بازیگران،
تاریخ تولد: 1354
محل تولد: تهران
ملیت: ایران
مدرک تحصیلی: لیسانس مکانیک
قبل از اینکه به سینما بیاید، نوازنده بود و به عنوان گیتاریست با گروه آریان همکاری می کرد. آشنایی اتفاقی اش با ایرج قادری باعث می شود تا در فیلم سام و نرگس بازی کند. از آن به بعد در فیلمهای زمانه، بالای شهر، پایین شهر و شام آخر بازی کرد که فیلم آخری زودتر از دیگر فیلمهایش به نمایش درآمد.
محمدرضا گلزار در سال 1381 در فیلمهای بوتیک و چشمان سیاه بازی و سال 1382 را با بازی در فیلم 13 گربه روی شیروانی آغاز کرد.
شاید کسی باور نمی کرد که گلزار هم بتواند خوب بازی کند. اما او در فیلم بوتیک نشان داد که اگر بخواهد می تواند بازیگر موفقی باشد. به شرطی که ...

بیوگرافی مریلا زارعی:
● نام اصلی: مریلا
● نام خانوادگی اصلی: زارعی برزی
● تاریخ تولد: ۲۵ فروردین ۱۳۵۳
● محل تولد: تهران
● مدرك تحصیلی: فارغ التحصیل صنایع غذایی
●نوع فعالیت : بازیگر سینما و تلویزیون
● بیوگرافی
فارغ التحصیل مهندسی صنایع غذایی از دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۵. فعالیت در
تلویزیون با بازی در مجموعه تلویزیونی "دبیرستان خضرا" (اکبر خواجویی) در
سال ۱۳۷۵. شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم "سلام سینما" (محسن
مخملباف) در سال ۱۳۷۳. با مجموعه تلویزیونی "کاراگاه" (حسن هدایت) به دنیای
بازیگری روی آورد. و با مجموعه تلویزیونی "هوای تازه" (محمد رحمانیان)
بیشتر شناخته شد. بازی در فیلم "دوزن" (تهمینه میلانی، ۱۳۷۷) یکی از
شانسهای بزرگ او بود. پس از آن توانایی هایش را در "واکنش پنجم" (تهمینه
میلانی، ۱۳۸۱) به رخ همگان کشید و سرانجام با بازی کوتاه اما بسیار
تاثیرگذارش در "سربازهای جمعه" (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۲) مزد زحماتش را از
بیست و دومین جشنواره فیلم فجر، از هشتمین جشن خانه سینما Â و از نویسندگان
و منتقدان دریافت کرد.

شیلا خداداد
تاریخ تولد: 14 آبانماه 1359
محل تولد : تهران
در سینما ما معروف است که مسعود
کمیایی به نوعی کاشف استعدادهای جوان است . این نکته جهت حضور ستارگان صاحب
نامی که امروزه در سینمای ما جایگاه خاصی پیدا کرده اند ،کاملا هویدا است .
تنها هدیه تهرانی و محمدرضا فروتن دو نمونه از این سوپر استار های دهه
اخیر سینمای ما بوده اند که با کلید طلایی کمیایی وارد دنیای اعجاب انگیز
سینما شدند و هر چند استارت اولیه همراه توسط یک کارگردان و یا تهیه کننده
زده می شود اما مسئله اصلی نوع و نگاه بازیگر به هنر و مقوله بازیگری است
که خود باعث ماندگاری و یا اوفل او می شود .
یکی از این استعدادهایی که نخستین بار در یکی از کارهای در خود توجه مسعود
کمیایی فرصت حضور یافت شیلا خداد است . بازیگر جوان و مستعدی که بر خلاف
ادعای بسیاری که علاقه مندی صرفشان به تئاتر قلمداد می کنند و مدعی خوردن
خاک صحنه هستند ،کارش را بازی در فیلم های سینمایی شروع کرد ،بدون آن که
پرونده ای از نقش های کوتاه از اپیزودهای تلویزیونی داشته باشد .
شیلا خداداد در 14 آبان ماه سال 1359 در تهران متولد شده و دارای مدرک مهندسی شیمی می باشد .
او اولین بار بازیگری را با بازی در فیلم اعتراض کیمیایی شروع کرد . اعتراض جولانگاه خوبی برای یک جوان با استعداد کم تجربه مانند شیلا بود و بازی در کنار کسانی چون داریوش ارجمند ،میترا حجار و محمد رضا فروتن تجربه خوبی برای او به شمار می رفت. مدتی بعد حمید لبخنده کارگردان معروف سریال در پناه تو که خود بازیگرانی چون پارسا پیروز فر و لیعا زنگنه را به سینمای ایران شناسانده بود برای فیلم جدیدش یعنی آبی در کنار هدیه تهرانی ،بهرام رادان و حسن جوهرچی از وجود شیلا خداداد بهره جست . شیلا در آبی نقش یک مادر جوان و بارداررا علی رغم سکانسهای محدود به خوبی ایفا کرد و همین مقدمه خوبی برای شناخته شدن وی در فیلم عیسی می آید علی ژکان تا در این فیلم هنرپیشه نقش اول زن باشد.
او در سال 82 در فیلم قلبهای نا آرام در نقش یک عروس به کارگردانی مجید مظفری و تهیه کنندگی امید نجیب زاده در نقش مقابل حمید خندان (خواننده) ظاهر شد اما فیلم به موفقیتی چندانی نرسید.
قاسم جعفری کاگردان خوش سلیقه صدا و سیما در یک اقدام بی سابقه در در تاریخ تلویزیون در دهه اخیر ،طرح یک سریال دو زبانه را به مرحله اجرا در آورد. سریال که از جذابیتهای خاص مردم هندوستان که همواره در کشور ما محبوبیت خاصی دارند استفاده کرد. ترکیب و تلفیق دو ملیت ،دو خانواده ،دو فرهنگ و دو زبان و تکرار همان داستانهای قدیمی فیلم های هندی که دختر و پسری عاشق هم می شوند و خانواده ها مخالفند و ساز ناکوک می زنند و با سنگ اندازی مشکلات فراوانی بر سر راه دو دلدار ایجاد می کنند تولید شد.
نکته قابل توجه و در خور تحسین این سریال فرو رفتن ماهرانه و حرفه ای شیلا خداداد در قالب یک دختر نجیب زاده هندی است.ضمن این که با کوشش های مستمر و خالصانه زبان شناسی چون ایرج نوذری ،شیلا خداداد کاملا لهجه و گویشی هندی وار دارد می توان او را به عنوان یک دختر هندی تلقی کرد.
و اما بازی آخر او در فیلم ازدواج به سبک ایرانی به کارگردانی حسین فتحی در کنار بازیگرانی مطرحی چون داریوش ارجمند فاطمه گودرزی ،دانیل هولمز،لادن طباطبایی ،محمد رضا شریفی نیا و حسام نواب صفوی نقش شرین را ایفا کرده است.
داستان از این قرار است که یک جوان آمریکایی برای شرکت در توری برای دیدن نقاط تاریخی ایران به آژانسی می رود که شیرین خانم (شیلا خداداد)در آن کار می کند و در همان نگاه اول ،مثل قصه های شاه پریان یک دل نه صد دل عاشق شیرین خانم می شود و دل به او می بازد . اما ماجرا به همین سادگی ها نیست حاج ابراهیم(داریوش ارجمند ) دختر به خارجی نمی دهد به خصوص از نوع آمریکایی اش باشد و حالا تازه کشمکش ها آغاز شده است...
شیلا خداداد در چهاردهم آبان ماه سال 1359 دریک خانواده کوچک و در شهر تهران به دنیا آمد.
او دوران تحصیل خود را با موفقیت سپری کرد و در سال 75 وارد دبیرستان شد . در دبیرستان در رشته ریاضی فیزیک به تحصیل پرداخت و در سال 78 با معدل 17 فارق التحصیل شد و به دانشگاه راه یافت . در دانشگاه رشته مهندسی فیزیک را برگزید و در این رشته شروع به تحصیل کرد.
شیلا خداداد به طور کاملا اتفاقی توسط مسعود کیمیایی وارد عرصه سینما شد و در کنار بزرگان این رشته شروع به کار کرد.او تاکنون در فیمهای« اعتراض ، آبی ، عیسی می آید ، قلبهای ناآرام » و مجموعه تلویزیونی « مسافری از هند » ایفای نقش نموده . وی همچنین در رشته موسیقی نیز فعالیت دارد و در چند گروه موسیقی مشغول به کار است. ورزش مورد علاقه او فوتبال و والیبال ، وتیم مورد علاقه اش استقلال
بیوگرافی باران کوثری
متولد 1364
دختر رخشان بنی اعتماد و جهانگیر کوثری

با بازی در فیلمهای مادرش به سینما آمد. و سرانجام در فیلم « زیر پوست شهر » بود که خوش درخشید.
باران کوثری سال 1381 را با بازی در فیلمی غیر از ساخته مادرش آغاز کرد: «
رقص در غبار ». بازی او در « خوابگاه دختران » فراتر از حد تصور است.
باران کوثری سرانجام یکی از درخشان ترین بازیهایش ارائه کرد و موفق شد
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن جشنواره بیست و پنجم را بی چون و
چرا از آن خود کند: « خون بازی ».
در 21 سالگي،
سيمرغ بلورين جشنواره فجر را از آن خود كرده است. وي در 25 مهرماه سال 1364
در تهران به دنيا آمد. ديپلم خود را در رشته هنر گرفت. پدرش (جهانگير
كوثري) كارشناس به نام فوتبال و تهيهكننده سينماست و مادرش را هم كه ديگر
همه علاقهمندان به سينما ميشناسند، (رخشان بنياعتماد...)
باران ميگويد: اولين سكانسي كه بازي كردم در سال 69 بود. كاري از
داريوش فرهنگ، با بازي در فيلم سينمايي (بهترين باباي دنيا)، در آن زمان
پنج ساله بودم...
يك سال بعد در فيلم (نرگس) كاري از مادرش
ايفاي نقش كرد، او در سال 82 ديپلم گرفت و سپس مدرك ديپلم نمايش از
هنرستان سوره را هم اخذ كرد. او تا سال 81 بيشتر در فيلمهاي مادرش بازي
كرد. سال 73 در فيلم روسري آبي، 76 در بانوي ارديبهشت، در سال 78 زيرپوست
شهر، در سال 80 روزگار ما و در سال 81 در فيلمي از اصغر فرهادي بازي كرد كه
(رقص در غبار) نام آن فيلم بود و... سپس در سال 82 مقابل دوربين (سيروس
الوند) ظاهر شد، در فيلمي به نام (برگ برنده...) اما بيشتر زماني چهره شد
كه در فيلم جديد (محمدحسين لطيفي) ايفاي نقش كرد، فيلم خوابگاه دختران كه
در ژانر ترس بود.
همچنين در
سال 84، بازي در فيلم ابوالحسن داودي با نام (تقاطع) را ايفا كرد... در
ماه مبارك رمضان امسال نيز اولين كار تلويزيوني خود را بازي كرد. مجموعهاي
به كارگرداني محمدحسين لطيفي، به نام (صاحبدلان.) پس از بازي در اين
مجموعه به آبادان رفت و در فيلمي از همين كارگردان به نام (روز سوم) بازي
كرد. فيلمي كه او را كانديد دريافت جايزه فجر كرد، اما باران سينماي ايران
به جز اين فيلم، در فيلم مادرش (خونبازي) هم كانديد گشت و همين فيلم باعث
شد، او در 21 سالگي جايزه سيمرغ بلورين را به دست آورد. البته قبل از
باران، ترانه عليدوستي بود كه در 17 سالگي توانست به خاطر بازي در فيلم (من
ترانه 15 سال دارم)، اين جايزه را از آن خود كند.باران ميگويد: هميشه يك
قضاوت درباره من است كه صحيح نيست، همه فكر ميكنند با وجود پدر و مادرم
من بايد خيلي زود ميدرخشيدم و توي هم نسلهايم، تنها كسي بودم كه پلهپله
بالا رفتم و هيچ اتفاق خاصي برايم نيفتاد. مهم نيست، من به اين گفتهها
توجه نميكنم، اما من هيچگاه دنبال اين نبودم كه ديده بشوم، ميخواستم
حرفهاي باشم و حرفهاي بودن به نظر من يعني اينكه عضو يك مجموعه باشي.
باران اعتقادي به سوپراستار شدن ندارد:
نميخواهم شعار بدهم اما بهواقع دلم نميخواهد، چون سينما براي من
هدف نيست، بلكه وسيله است. پدرش ميگويد: باران دختري مسئوليتپذير است،
شايد اين را از خلق و خوي ما به ارث برده، همچنين اعتماد به نفس عجيبي
دارد. باران كوثري ميگويد: يك بازيگر خوب، بازيگري است كه هرگاه مقابل
دوربين ظاهر شود، فكر كند اولين سكانس تصويربردارياش است و دست و پايش
بلرزد و مهم اين كه در واقع بازي كند. چرا كه مردم اين را ميخواهند، حتي
اگر چهره نباشي و پارتي هم نداشته باشي.چندي پيش كه با باران صحبت
ميكرديم، به ما گفته بود (پدر و مادرم نقش مهمي در ورود من به سينما
داشتند، اما باران اگر لياقت داشته باشد، ميماند، اگر پتانسيل داشته
باشد، بيننده را جذب ميكند و... ) و درست هم گفت، باران لياقت داشت كه
كانديداي بازي در دو فيلم شد و از يكي از آنها سيمرغ دهه فجر را كسب كرد.
باران در رابطه با خصوصيت يك دوست خوب ميگويد (دوستي خوب است كه
معرفت داشته باشد.) او اهل ورزش هم است، تنيس، اما دو سال است كه ورزش
نميكند. باران دختر سينماي ايران، در حال حاضر به همراه مادرش در آمريكا
به سر ميبرد، او ميگويد (پدر و مادرم بهترين دوستان من هستند.)باران در
مورد فيلم (خونبازي) به كارگرداني مادرش ميگويد: در اين فيلم به معناي
واقعي كلمه، صادقانه بازي كردم، در مورد اين فيلم و زندگي معتادها كتاب
خيلي خواندم، با معتادها در ارتباط بودم، كساني كه ترك كردند يا پزشكان
متخصص... حتي در جلسات ترك اعتياد هم شركت كردم، پزشكان به من كمك كردند،
چون خود افراد معتاد نميتوانستند، زياد حالاتشان را به من بگويند.
همچنين از مشاوران پزشكي هم زياد كمك گرفتم، من در اين فيلم به معناي
كامل، كلمه (ترس) را متوجه شدم. در مدت تحقيق و بازي ديدم كه آدمها چقدر
راحت اين اتفاق برايشان ميافتد كه تنها يك لحظه است. در واقع اعتياد ،آدم
را تبديل به يك حيوان ميكند.
جايزه باران كوثري، (يك سمند) بود و البته پس از دريافت سيمرغ دستمزدش
هم بالا رفته است.بد نيست خاطرهاي از دوران كودكي باران كوثري از زبان
پدرش بشنويم. جهانگير كوثري فوتباليست سالهاي دور استقلال ميگويد: باران
از كودكي استعداد خوبي داشت، يادم ميآيد سر صحنه فيلم (بهترين باباي
دنيا)، ساخته داريوش فرهنگ، صدابرداري سرصحنه انجام ميگرفت؛ از طرفي
باران كه در آن زمان پنج سال بيشتر نداشت، بايد ديالوگهاي زيادي را
ميگفت و از طرفي هم سواد خواندن و نوشتن نداشت. از اينرو همه عوامل فكر
ميكردند كه كاري بس مشكل در انتظار آنان است. آتيلا پسياني كه آن زمان
دستيار كارگردان اين فيلم بود، در اولين لوكيشن، يكبار ديالوگها را براي
باران ميخواند، به بار دوم نميكشيد كه دخترم، ديالوگها را به خوبي حفظ
ميكرد كه اين حركت باعث تعجب همه شد، اين خاطرهاي جالب از باران بود كه
در ذهن من و مادرش مانده است...جهانگير كوثري در ادامه ميگويد: باران در
ايران نيست، اما دلش اينجاست؛ از طرف باران، سال جديد شمسي را به همه
ايرانيان تبريك ميگويم و اميدوارم به آرزوهايشان در سال جديد برسند
جشنواره ها و جوایز:
-
برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از بیست و پنجمین جشنواره
فیلم فجر برای بازی در فیلم های « خون بازی » و « روز سوم » - 1385
- دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن از بخش مسابقه بین الملل بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « خون بازی » - 1385
- دومین بازیگر کودک و نوجوان سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « زیر پوست شهر » - 1379
- دومین بازیگر کودک و نوجوان سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « باران و بومی » - 1379

بیوگرافی مهران مدیری:
• متولد دی ماه سال 1340، پدر و مادرش اراكی هستند اما او در تهران به دنیا آمد.
• پدرش كارمند وزارت نیرو است و مهران آخرین فرزند یك خانواده شش نفره، او سه برادر بزرگ تر از خود دارد.
• بزرگ ترین برادرش از پیانیست های قابل است و برادر دومش نقاش و گرافیست. در خانواده مدیری هنر اهمیت فراوانی دارد.
• از پنج سالگی با موسیقی آشنا شد و از 12 سالگی تنها به موسیقی كلاسیك گوش
می داد. او یكی از كامل ترین آرشیوهای موسیقی كلاسیك را دارد.
• در كودكی زیاد شر و شور نبود اما بسیار كنجكاو بود، به طوری كه در غیاب
برادرش به اتاق او می رفت و تمام كتاب های نقاشی اش را زیر و رو می كرد.
• برادر نقاشش (حمید) در سوئد زندگی می كند. هنر و ادب موجب شد تا مهران تاثیر فراوانی از او بگیرد.
• اولین تئاتر زندگیش را در دبستان بازی كرد. او در این تئاتر نقش لوطی را به خوبی ایفا كرد تا نشان بدهد كه هنر در خونش است.
• همواره به دنبال تجربه و مطالعه بود به طوری كه آشنایی با كارهای
«سالواتور دالی» تاثیر زیادی بر روی او گذاشت كه آثار آن هنوز هم در مهران
مشهود است.
• در شانزده سالگی جذب تئاتر شد و اولین كار حرفه ای اش را تمرین كرد اما
این كار هرگز بر سر صحنه نرفت اما موجب شد تا او بیشتر با تئاتر آشنا شود.
• همه با حضورش در عرصه هنر موافق بودند. هنوز هم اعضای خانواده اش بهترین كارشناسان و منتقدان كارهایش هستند.
• با مدرك دیپلم علوم انسانی سال 1361 به رادیو رفت و در این رسانه ملی به فعالیت پرداخت.
• مدت شش، هفت سال گوینده و بازیگر یكی از مجموعه های پرطرفدار رادیو به نام «داستان شب» بود.
• همزمان با كار رادیو از فعالیت های تئاتر غافل نمی شد و چند نمایش را به روی صحنه داشت، كار گویندگی باعث كامل شدن صدای او شد.
• سال 1366 اولین تئاتر طنزش را بازی كرد. این تئاتر كه «پانسیون» نام داشت در تئاتر مولوی روی صحنه رفت.
• در اواخر 1371 در نمایشی در نیاوران، نصرا... رادش، سلیمانی فرد و صیادی
را كشف كرد كه بعدها در بسیاری از كارها با او همكاری داشتند.
• گروه مدیری به سرعت به شهرت رسید. در سال 1372 با داریوش كاردان اولین برنامه نوروزی خود را ساخت.
• در سال 1373 طنز متفاوت «ساعت خوش» را ساخت كه با استقبال فراوانی از سوی مردم روبه رو شد.
• ساعت خوش یكی از بهترین و پربیننده ترین برنامه های طنز تلویزیونی شد اما به دلیل مشكلاتی كه به وجود آمد برنامه تعطیل شد.
• با وجود دامن زدن مطبوعات به حاشیه ها مدیری هرگز اسیر حواشی مطبوعات و شایعه های فراوان نشد و كارش را ادامه داد.
• از ساعت خوش به بعد دور مطبوعات را خط كشید و بسیار كم مصاحبه كرد. او هنوز هم از مطبوعات دلخور است.
• فیلم دیدار ساخته محمدرضا هنرمند هم كه قبل از ساعت خوش با بازی مهران
مدیری ساخته شده بود پاسوز «ساعت خوش» شد و به موقع اكران نشد.
• اوایل دهه 70 از رادیو به تلویزیون رفت و در تلویزیون اولین كارهای او «نشانه های نور» و «باغ گیلاس» بودند.
• مردم كه تا آن زمان با صدای او آشنا بودند در باغ گیلاس با چهره اش نیز آشنا شدند. او در این سریال تا حدودی به شهرت رسید.
• در سال 1371 وارد سینمای حرفه ای شد. در «دیگه چه خبر» دستیار طراح صحنه بود و عضو گروه كارگردانی تهمینه میلانی.
• با نوروز «77» دوباره به جعبه جادویی برگشت اولین تصویرش را مردم بعد از پنج سال نشناختند و موهایش كاملا سفید شده بود.
• با جنگ 77 توانست 85 درصد مردم ایران را پای تلویزیون بنشاند. نبوغ او در عدم تكرار خود و نوآوری های پایان ناپذیرش است.
• علت موفقیت او ارائه شیوه جدید مجری گری و بازیگری و حضور توامان نقش و
واقعیت است، با یك دوربین غوغا كرد و به شیوه تئاتری كار را بدون قطع می
گرفت.
• اولین كسی است كه طرح برنامه های نود قسمتی و روتین را اجرا كرد. او اعتقاد دارد باید با مردم صادق و روراست بود.
• هنوز هم خیلی ها از سوژه ها و ایده های او كپی برداری می كنند. مدیری در
موسیقی و خوانندگی هم دستی بر آتش دارد. حتی كنسرت هم اجرا كرده و تیتراژ
شب های برره و باغ مظفر را خودش خوانده است.
• او اولین برنامه سازی است كه پشت صحنه كارهایش را به مردم نشان داد.
• صداقت را بزرگ ترین صفت آدمی می داند. او معتقد است چرا مردم نباید حقایق، اشتباهات و تپق های ما را ببینند.
• متاهل است و صاحب یك پسر و یك دختر است.
• در كارش بسیار جدی است و برای كارش زمان می گذارد به طوری كه در طول یك كار كمتر می تواند به خانواده اش سر بزند و آنها را ببینند.
• سال 1378 اولین كاست دكلمه او به بازار موسیقی آمد.
• «از روی سادگی» اولین آلبوم پاپش بود كه در سال 1378 به بازار آمد و با استقبال طرفدارانش روبه رو شد.
• آشنایی با حمید و مجید آقاگلیان زندگی حرفه ای او را عوض كرد و با پاورچین به خلق شاهكاری بدون تكرار رسید.
• با جایزه بزرگ در نوروز 1384 ثابت كرد توان مدیریت هر كاری را دارد.
• تنها بازیگر و سازنده تاریخ نمایش ایران است كه صرف نامش در اثری، مردم
را پای تلویزیون میخكوب می كند. حضور در كنار او مبدل به رمز موفقیت خواهد
شد.
قسمت دوم بیوگرافی مهران مدیری:
مهران مديري متولد دهه 40 در تهران است. او كه در خانواده اي هنردوست به
دنيا آمده بود فعاليتهاي هنري خود را از نخستين سالهاي نوجواني شروع كرد و
تا قبل از ورود به رشته تئاتر در دانشگاه،در چندين اثر نمايشي به عنوان
بازيگر شركت نمود. تحصيلات آكادميك او در رشته «تئاتر» ،به دليل حضور او در
جبهه هاي جنگ، ناتمام ماند اما عشق او به هنرهاي نمايشي ،بار ديگر او را
به عرصه نمايش در تئاتر و راديو كشانيد. او تا سال 1372 با نمايشهاي زيادي
چون: شوخي، تلگراف، آرسنال، پانسيون، سيمرغ، هملت، كيسه بوكس و ... روي
صحنه رفت. و در اين دوران با بسياري از بزرگان تئاتر كشور چون «قطب الدين
صادقي» و «ميكائيل شهرستاني» همكار شد.
وي همچنين در اين دوران
به عنوان بازيگر در نمايشهاي راديويي «قصه هاي شب» نيزحضور يافت. مديري در
سالهاي آغازين دهه 80، نخستين تجربه حضور خود را در برنامه هاي مذهبي
تلويزيون تجربه كرد تا آنكه بر حسب اتفاق، وارد وادي «طنز نمايشي» در
تلويزيون گرديد. او كه تا پيش از آن تنها يك اثر كمدي نمايشي بنام
«پانسيون» را روي صحنه داشت، با نخستين جرقه هاي نبوغ و ابتكار خود در
زمينه كمدي در مجموعه هاي تلويزيوني «نوروز72» -در سمت بازيگرـ و «پرواز57»
-به عنوان بازيگر و كارگردان- كه در بهار و زمستان 1372، روي آنتن رفته
بود به عنوان يك بازيگر كمدي خوش درخشيد. چنان كه يك سال بعد در مقام
كارگرداني مجموعه طنز «ساعت خوش» توانست اثري ماندگار را در ژانر كمدي
تلويزيوني به نام خود به ثبت برساند. «ساعت خوش» نخستين مجموعه آيتمي طنز
در طول تاريخ تلويزيون ايران بود و حواشي اين برنامه پربيننده چنان دست و
پاگير دست اندركاران آن شد كه تا سه سال امكان فعاليت مجدد تصويري را از
آنان گرفت. مهران مديري كه به سبب اين محروميت سه ساله، امكان بازي در
فيلمهاي مطرح «ضيافت» و «سلطان» مسعود كيميايي را از دست داده بود، در
نوروز 77 همزمان با اكران فيلم سينمايي «ديدار» -كه در آن در سمت بازيگر
حضور يافته بود- و نيز پخش برنامه طنز «نوروز 77» بار ديگر به صحنه نمايش
بازگشت. او چند ماه بعد با ساختن مجموعه طنز «جنگ 77» كه آغاز دوباره دوران
شهرت و محبوبيت او را نويد مي داد، بار ديگر با ساختار شكني در اين ژانر
از برنامه هاي تلويزيوني به نوع جديدي از سبك نمايش كمدي رسيد كه مبتني بر
داستان گويي بود.
كارگرداني مجموعه هاي: ببخشيد شما(1378)،پلاك 14 (1379-1378) ،نودشب (1379)
و طنز 80 (نوروز80)، بازي در يك سريال تلويزيوني بنام «دردسروالدين»
(1380) و بازيگري و بازيگرداني فيلم سينمايي «توكيو بدون توقف»، كه به نوعي
ادامه روندتكميلي تجربه هاي هنري او محسوب مي شد، وي را به چنان پختگي و
تجربه رسانيده بود تا بار ديگر اتفاق جديدي را در عرصه كمدي نمايشي ايران
به ثبت برساند.
در سال 81، او به همراه همكار نويسنده اش «پيمان قاسم خاني»، قومي را خلق
كردند بنام «برره»، اهل ناكجاآبادي به همين نام . «پاورچين» با طرح معضلات
فرهنگي و بيماري هاي اخلاقي ساكنان روستاي خيالي«برره»، رذايل اخلاقي
اجتماع و سنتهاي غلط مردم آن را چنان بي رحمانه به نقد كشيد كه اين مجموعه
را بزرگترين اتفاق نمايشي در تاريخ تلويزيون ايران لقب داد و اين تازه آغاز
ماجرا بود. در حالي كه مجموعه تلويزيوني «نقطه چين» آنچنان كه شايسته ي
مديري و همكارانش بود مطرح نشد و مجموعه داستاني «جايزه بزرگ» نيز با وجود
پربيننده بودن، در حد و اندازه هاي مديري از آب در نيامد، او به گذشته ي
برره سفر كرد تا داستان هايي جديد را در فضاي 50 سال قبل ايران روايت كند.
«شبهاي برره» كه در سال 84 ساخته شد و به روي آنتن رفت، جايگاهي بود تا
حرفهاي در گلو مانده جامعه به زبان بيايد. از دردها، مشكلات و ناهنجاري هاي
فرهنگي مردم ايران كه سالها در قالب سنت ها و آداب و رسوم غلط و بي ريشه
دامنگير آنان شده بود. مديري و گروهش در طي چند ماه سختي ها و ناهمواري هاي
زيادي را تحمل كردند و از زير تيغ تيز بي مهري ها، كوته فكري ها،
انتقادهاي تند و شايعات بي اساس گذشتند تا «شبهاي برره» بار خود را سالم به
مقصد برساند ... و «برره» ماندگار شد...
مهران مديري در كنار علاقمندي هايش به هنر نمايش و كارگرداني و تلاشي كه
براي رسيد به جايگاه كنوني اش كرده است همواره به عالم موسيقي نيز عشق و
ارادت خاصي داشته است. او با انتشار نخستين آلبوم موسيقي اش در سال 79، در
مقام خواننده و نيز در نخستين كنسرت رسمي خود كه در بهمن ماه 1383 در تهران
اجرا كرد، با انتخاب هوشمندانه ملودي ها، تصنيف ها و صداي دلنشيني كه از
سوي شنوندگان آثارش مقبول افتاده بود، ثابت كرد كه موسيقي را خوب مي شناسد و
نيز سليقه مردم هنردوست ايران را !
امروز او معتقد است بيش از آنچه كه بايد ،براي كار وقت صرف كرده است.سالي
كه پيش روست شايد باز هم براي او سال پركاري باشد و شايد هم آنچنان كه خود
او مي خواهد با پايان «شبهاي برره»، به عنوان آخرين سريال نود شبي اش امسال
را به استراحت سپري كند.هنوز هيچ چيز معلوم نيست. اما نا گفته پيداست كه
عرصه طنز تلويزيوني ايران،بدون حضور او چيزي كم دارد.
آثـار :
خرگوش ، سال 1353 ، کارگردان : حمید عالمی
شوخی ، سال 1356 ، بازیگر ، کارگردان : صدرا رسولی
تلگراف ، سال 1358 ، بازیگر ، کارگردان : مهدی شریفی
پلنگ نادان ، سال 1362 ، بازیگر ، کارگردان : بهروز سلیمی
یک طنز و یک غم آوا ، سال 1364 ، بازیگر ، کارگردان : بهروز سلیمی
ساعت عمو اسکندر ، سال 1366 ، آهنگساز ، کارگردان : حسن شکلاتی
آرسنال ، سال 1367 ، بازیگر ، کارگردان : محسن حاجی یوسفی
پانسیون ، سال 1368 ، بازیگر ، کارگردان : محسن حاجی یوسفی
سیمرغ ، سال 1369 ، بازیگر ، کارگردان : دکتر قطب الدین صادقی
هملت ، سال 1370 ، بازیگر ، کارگردان : دکتر قطب الدین صادقی
کیسه بوکس ، سال 1371 ، بازیگر
آثار تلویزیونی :
سریال مشتهای کوچک ، کارگردان: ثریا قاسمی، بازیگر ، 1371
سریال حکایتها ، کارگردان: مجتبی یاسینی، بازیگر،1371
سریال پندهاواندرز ها، کارگردان: مجتبی یاسینی، بازیگر، 1371
سریال نوروز 72 ، کارگردان : داریوش کاردان ، بازیگر ، 1372
سریال باغ گیلاس ، کارگردان : مجید بهشتی ، بازیگر ، 1372
سریال پرواز 57 ، بازیگر/ کارگردان ، 1372
سریال ساعت خوش ، بازیگر/ کارگردان ، 1373
سریال سال خوش ، بازیگر/ کارگردان ، 1374
سریال نوروز 76 ( شبکه 2 ) ، بازیگر/ کارگردان ، 1376
سریال نوروز 76 ( شبکه 1 ) ، بازیگر/ کارگردان ، 1376
سریال 77 ، بازیگر/ کارگردان ، 1377
سریال ببخشید شما ، مجری/ کارگردان ، 1378
سریال پلاک 14 ، بازیگر/ کارگردان ، 1378
سریال 90 شب ، بازیگر/ کارگردان ، 1379
سریال طنز 80 ، بازیگر/ کارگردان ، 1380
سریال دردسر والدین ، کارگردان: مسعود نوابی ، بازیگر، 1381
سریال پاورچین ، بازیگر/ کارگردان ، 1381
سریال نقطه چین ، بازیگر/طراح صحنه و لباس/کارگردان ،1382
سریال جایزه بزرگ ، بازیگر/ کارگردان 1384
سریال شبهای برره ، بازیگر/ کارگردان
باغ مظفر , بازیگر/ کارگردان
آثار سینمایی :
دیگه چه خبر ؟ ، کارگردان : تهمینه میلانی ، دستیار طراح صحنه 1372
دیدار ، کارگردان : محمد رضا هنرمند ، بازیگر ، 1372
توکیو بدون توقف ، کارگردان : سعید عالم زاده ، بازیگر و بازیگردان ، 1381
آثار رادیویی :
بازیگر داستانهای شب رادیو
دیوانه از قفس پرید به کارگردانی بهزاد فراهانی ، 1370
دژ به کارگردانی اکبر زنجانپور ، 1370
واسکادلوگاما به کارگردانی جواد شیرگر ، 1371
موشها و آدمها به کارگردانی محمد عمرانی ، 1371
گوینده برنامه جلوه های پایداری
آثار موسیقایی :
کاست برای کودکان ، بازیگر ، کارگردان : بهروز غریب پور، 1372
دلتنگی ها ، دکلمه اشعار هاتف علیمردانی ، 1378
از روی سادگی، خواننده، موسیقی بابک بیات و فردین خلعتبری، 1379
خوانندگی بر روی فیلم سینمایی همنفس ، موسیقی : فردین خلعتبری ، 1382
خوانندگی بر روی سریال مهر و ماه ، 1383
اجرای کنسرت به همراه ارکستر مجلسی ، موسیقی : فردین خلعتبری ، 1384
خوانندگی بر روی سریال شبهای برره، موسیقی محلی، 1384
افتخارات :
طوطی طلایی بهترین بازیگر ، 1353 ، برای تئآتر خرگوش
کاندیدای بهترین کارگردانی ، 1375 ، برای ساعت خوش
بهترین بازیگر و کارگردان ، 1377 ، برای مجموعه 77
بهترین بازیگر و کارگردان ، 1378 ، برای مجموعه ببخشید شما
بهترین بازیگر و کارگردان ، 1381 ، برای مجموعه پاورچین ، دنیای تصویر
بهترین بازیگر و کارگردان ، 1382 ، برای مجموعه پاورچین ، شبکه جهانی جام
بهترین کارگردان طنز ، 1384 ، شبکه 3
بهترین بازیگر طنز 1385 - دریافت تندیس حافظ ، جشن دنیای تصویر